ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور

کد خبر: ۱۹۵۱۹
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۴
یادداشت تحلیلی مدیر امور فرهنگی ستاد امر به معروف و نهی از منکر درباره وضعیت نابسامان نمایش خانگی
حجت‌الاسلام مسعود تاتلاری، مدیر امور فرهنگی و سخنگوی ستاد امر به معروف، در یادداشتی درباره وضعیت نابسامان شبکه نمایش خانگی، نسبت به محتوای این رسانه هشدار داد.
فرهنگی که به قهقرا می‌رود

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل ستاد امر به معروف و نهی از منکر، حجت‌الاسلام مسعود تاتلاری، مدیر امور فرهنگی و سخنگوی این ستاد، در یادداشتی درباره وضعیت نابسامان شبکه نمایش خانگی، نسبت به محتوای این رسانه هشدار داد.

متن یادداشت بدین شرح است:

در روزگاری که دنیا شاهد هجمه‌های گسترده فرهنگی به ارزش‌های اصیل جوامع مختلف است، کشور ما نیز از این تهاجم بی‌نصیب نمانده است. آنچه این روزها در بخش قابل‌توجهی از تولیدات نمایش خانگی مشاهده می‌شود، نه تنها پاسداشت فرهنگ و هویت ایرانی–اسلامی نیست، بلکه گویی دنباله‌ای از همان تهاجم فرهنگی طراحی‌شده دشمن است، اما این بار با رنگ و لعابی بومی و از دل خانه‌های خودمان.

چگونه می‌توان باور کرد که در کشوری اسلامی، با تمام ادعاها و دغدغه‌های فرهنگی، محصولاتی به راحتی در قالب فیلم و سریال نمایش خانگی منتشر می‌شود که به‌روشنی در تضاد با مبانی اخلاق عمومی است؟ آیا می‌توان از یک‌سو مدعی ترویج فرهنگ، اخلاق و حیا در سطح جامعه بود و از سوی دیگر، میدان تولید فرهنگی را به آثاری سپرد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، در حال قبح‌زدایی از ناهنجاری‌ها و ترویج خشونت و بی بندوباری هستند؟ بدون تعارف باید گفت امروز تولیدات شبکه نمایش خانگی به تدریج در حال فروپاشی نهاد خانواده می باشد.

آیا نمایش خانگی قرار بود چنین شود؟ آیا از ابتدا این عرصه طراحی شد تا مأمنی شود برای تولیداتی که اساس خانواده را هدف گرفته‌اند و به جای انسجام خانوادگی، بذر تردید، خیانت، خشونت، بی‌تعهدی و ولنگاری اخلاقی را در ذهن مخاطب، به‌ویژه جوان و نوجوان، بکارند؟ این نوع محصولات فرهنگی نه تنها کمکی به تقویت بنیان خانواده نمی‌کنند، بلکه در حال تخریب آن هستند؛ درست در زمانی که دشمن هم با همین هدف، برای فروپاشی نهاد خانواده در جامعه ایرانی برنامه‌ریزی کرده است.

واقعیت این است که امروز عرصه سینما و نمایش خانگی، به سکانی فرهنگی بدل شده که هنرمندان در آن نقش کلیدی دارند؛ اما این سکان‌داری اگر بدون نقشه راه مبتنی بر فرهنگ بومی و دینی باشد، نتیجه‌ای جز فروپاشی تدریجی باورهای فرهنگی نخواهد داشت. متأسفانه بسیاری از این آثار، نه تنها ذائقه‌سازی بر اساس ارزش‌های اسلامی نمی‌کنند، بلکه با موج‌سواری بر الگوهای سست و تقلیدی غربی، مخاطب را به سمتی سوق می‌دهند که در آن جایگاهی برای هویت دینی و ملی باقی نمی‌ماند.

از سویی دیگر، این سؤال جدی مطرح است که در کجای دنیا می‌توان بدون توجه به سیاست‌های کلان فرهنگی نظام حاکم، اقدام به تولید و عرضه آثاری کرد که آشکارا با اصول و ارزش‌های آن نظام در تضاد است و آب هم از آب تکان نخورد؟ چگونه است که در جمهوری اسلامی ایران، فیلم‌هایی ساخته می‌شوند که با خط مشی‌های فرهنگی کشور هم‌راستا نیستند.

سؤال اساسی اینجاست: اگر این تولیدات با چنین محتوایی قابلیت انتشار ندارند، چرا از ابتدا مجوز می‌گیرند و در پلتفرم‌های رسمی عرضه می‌شوند؟ و اگر مجوز می‌گیرند، چرا مسئولین فرهنگی تنها زمانی به فکر توقیف می‌افتند که اعتراضات عمومی بالا می‌گیرد؟ آن هم توقیف‌هایی کوتاه‌مدت و نمایشی که بیشتر شبیه مسکن موقتی برای آرام کردن افکار عمومی است تا راهکاری جدی و ریشه‌ای.

واقعیت این است که جامعه ایرانی، جامعه‌ای ولنگار و بی‌هویت نیست که هر تولیدی را بپذیرد. این ملت، با فرهنگی غنی و اسلامی بزرگ شده و نمی‌تواند به سادگی پذیرای ابتذال و بی‌فرهنگی باشد. تجربه نشان داده است که چنین آثار ناهنجاری، نارضایتی عمومی، اعتراض مردمی و گاه حتی تنش‌های فرهنگی جدی به همراه داشته‌اند؛ اما متأسفانه گویا گوش شنوایی برای شنیدن این هشدارها وجود ندارد.

نمی‌توان شبکه نمایش خانگی را به حیاط خلوتی تبدیل کرد که هرکسی که خود را «هنرمند» می‌نامد، وارد آن شود، ذهن نسل جوان را با مفاهیم سخیف آلوده کند، و بدون پاسخگویی، میدان را ترک کند. هنر، اگر قرار است ابزار تعالی انسان باشد، باید بر پایه عقلانیت، اخلاق و هویت فرهنگی بنا شود، نه اینکه تبدیل به طعمه‌ای برای الگوبرداری از سبک زندگی غربی و فروپاشی فرهنگی شود.

مشخص است که در زمینه نمایش خانگی خلأ جدی قانونی و نظارتی وجود دارد. اگر قانون شفاف، قوی و بازدارنده‌ای در این حوزه تدوین نشده، وظیفه کیست که ورود کند؟ آیا متولیان اصلی فرهنگ، از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا وزارت ارشاد و کمیسیون فرهنگی مجلس نباید پاسخگوی این بی‌سامانی فرهنگی باشند؟ و حوزه‌های علمیه، که سال‌ها پرچمدار صیانت از هویت دینی جامعه بوده‌اند، چرا در برابر چنین روند خطرناکی سکوت کرده‌اند؟

امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازنگری جدی در مسیر تولیدات هنری کشور هستیم. نباید اجازه داد ابزار هنر، که می‌تواند رسانه‌ای قدرتمند برای ترویج فضیلت باشد، در خدمت ابتذال و انحراف قرار گیرد. بازگشت به ارزش‌های فرهنگی و دینی، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی است برای حفظ آینده هویتی جامعه ایرانی.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارتباط مردمی
نام:
* ایمیل:
* حوزه: