ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور

کد خبر: ۱۲۵۲۱
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲
سخنرانی مادر شهید مدافع حرم محمود رادمهر در
ببینید در معامله‌ای که انسان با خدا می‌کند انتظار برگشت شهیدش را نباید داشته باشد که اگر مثلاً فرزندش شهید شد ، نگوید بچه من چرا نیومد چرا اون یکی میاد بچه من نمیاد ، نه ، این را میشود گفت در عهد و پیمان با خدا یه نقصی هست که انسان انتظار بازگشت شهیدش را داشته باشد
همایش تجلیل از بانوان و نخبگان شهرستان دیلم

به گزارش روابط عمومی ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان بوشهر ، مادر شهید مدافع حرم محمود رادمهر در همایش تجلیل از بانوان و نخبگان شهرستان دیلم که به همت ستاد امر به معروف و تعدادی از دستگاه های اجرایی شهرستان از جمله اداره آموزش و پرورش دیلم برگزار گردید شرکت کرده و در این برنامه با شکوه که نزدیک به 1000 دانش آموز دختر در آن حاضر بودند سخنرانی کرد.

مادر شهید مدافع حرم محمود رادمهر در بخشی از صحبت های خود ضمن اشاره به اهمیت حضور رزمندگان مدافع حرم در آن سالهای سخت اظهار داشت: چهار سال و پنج ماه و پنج روز بعد از شهادتش پیکر شهید برگشت ، البته شهدایی داریم که هنوز تفحص نشدند و پدر و مادرهای بعضی از آنها به رحمت خدا رفته اند ، ببینید در معامله‌ای که انسان با خدا می‌کند انتظار برگشت شهیدش را نباید داشته باشد که اگر مثلاً فرزندش شهید شد ، نگوید بچه من چرا نیومد چرا اون یکی میاد بچه من نمیاد ، نه ، این را میشود گفت در عهد و پیمان با خدا یه نقصی هست که انسان انتظار بازگشت شهیدش را داشته باشد ، من به خدا قسم هیچ وقت انتظار بازگشت پسرم را نداشتم و الان هم میگویم تمام امور فرزندم در کنار حضرت زینب سلام الله علیها است چون ایشون نوکری حضرت را می‌کرد و اگر من مادر بخوام بگم چرا پسرم نیامد نقض پیمان با حضرت زینب است و اگر میخواستم بگم که شهید من رو برگردونید اون هم نقض پیمان میشود ، پسرم به غلامی بانوی بزرگواری رفتن ، خدمتگذاری به این بانوی صبور کربلا سعادت بزرگیه که نصیب بچه های ما شده ، زمانی هم که باقیمانده پیکر شهید رو برگردوندند گفتم خدا با قدرت خودش نقشه هر چیزی رو می کشد و خدا به حکمت خودش تعیین سرنوشت میکند و بنا به مصلحتی که برای بنده اش می‌داند، خودش میدونه کی، کجا و در چه زمانی، چه مقدار از اون پیکر شهید را برگردونه ،

مهمان ویژه همایش در ادامه افزود: برگشت پیکر شهید هم من فکر می‌کنم بیشتر بخاطر دعا و گریه های بچه‌های یتیم بود که همیشه می‌گفتن چرا بابای ما نمیاد ، و وقتی که پیکر شهید برگشت بچه‌های یتیم آروم شدن ، یه بار که خواب پسرم رو دیدم گفت هر وقت میخوای برای پسرت گریه کنی ترا قسم میدهم به ام البنین که برای مولایم ابا عبدالله الحسین علیه السلام گریه کن



ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارتباط مردمی
نام:
* ایمیل:
* حوزه: