ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور

کد خبر: ۲۴۴۱۳
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
ویژه برنامه مادر و دختری برای مربیان، پرسنل، مادران و دختران کارکنان و مخاطبان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان
تربیت، فرایندی تدریجی، چندلایه برای ساختن هویت، تقویت ایمان، رشد عاطفی، مسئولیت‌پذیری و توانایی برقراری ارتباط سالم با خود، خانواده، جامعه است. از نگاه اسلام، انسان موجودی اجتماعی است و رشد متوازن او در گرو تنظیم درست روابط گوناگون زندگی اوست.
 این ویژگیها باید «انتظار» باشند، نه «رویکرد تربیتی»؛ زیرا وقتی آرزو به چارچوب تبدیل شود، استعداد و نبوغ دختر نادیده گرفته می شود

به گزارش روابط عمومی ستاد امر به معروف و نهی از منکر، حجت‌الاسلام پیش‌قدم در جمع مربیان، پرسنل، مادران و دختران کارکنان و نیز مخاطبان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان، با اشاره به اهمیت تربیت صحیح نسل نوجوان، بر ضرورت بازنگری در شیوه‌های تربیتی خانواده‌ها و توجه عمیق‌تر به ساختار روابط انسانی در اسلام تأکید کرد.

وی با بیان اینکه تربیت نوجوان تنها به آموزش چند رفتار ظاهری یا کنترل انتخاب‌های فرزند محدود نمی‌شود، اظهار داشت: تربیت، فرایندی تدریجی، عمیق و چندلایه برای ساختن هویت، تقویت ایمان، رشد عاطفی، مسئولیت‌پذیری و توانایی برقراری ارتباط سالم با خود، خانواده، جامعه و خداوند متعال است. از نگاه اسلام، انسان موجودی اجتماعی است و رشد متوازن او در گرو تنظیم درست روابط گوناگون زندگی اوست.

حجت الاسلام پیش قدم در ابتدای این دیدار از تجربه ای گفت که در آن از دختری پرسیدم: دوست داری مادرت چگونه باشد؟ و دخترِ دهه نودی پاسخ داد: مادری که زیاد بهم گیر نده، رفیق و همراهم باشد، درکم کند و بگذارد با دوستانم بیرون بروم؛ و این نظر اکثر دختران این نسل بود.

اما در نقطه ی مقابل، وقتی از مادری پرسیدم دوست داری دخترت چه ویژگی هایی داشته باشد، پاسخ داد: گوش به فرمان باشد، درسخوان باشد، باحیاء باشد و کارهای شخصی اش را خودش انجام دهد؛ و این، خواست بخش بزرگی از مادران امروز است.

دو نسل، دو تصویر: یکی دنبال همراه است و دیگری به دنبال قالب.

اما نکته ی ظریف اینجاست که این ویژگیها باید «انتظار» باشند، نه «رویکرد تربیتی»؛ زیرا وقتی آرزو به چارچوب تبدیل شود، استعداد و نبوغ دختر نادیده گرفته می شود، شرایط سنی اش فراموش می شود و نتیجه چیزی نیست جز فاصله، بی اعتمادی و جدایی دختر از مادر.

از نگاه روانشناسی، این همان عشقِ شرطی است؛ عشقی که میگوید: اگر آنگونه باشی که میخواهم، دوستت دارم؛ در حالی که تربیتِ درست یعنی پذیرشِ بی قیدوشرط: تو را آنچنان که هستی میپذیرم، نه آنچنان که دلم میخواهد.

دختر نیز در مادر خود دقیقاً همین را می جوید: پذیرش، نه مدیریت؛ و این بزرگترین آسیب تربیت است. خلاصه اش در یک جمله: فرزندت را «آنچه هست» بساز، نه «آنچه دلت میخواهد».

سه دوره تکاملی تربیت؛ از محبت و بازی تا مشورت و همراهی

حجت‌الاسلام پیش‌قدم در بخش دیگر سخنان خود، با اشاره به سه دوره تکاملی تربیت فرزند، گفت: در آموزه‌های اسلامی، تربیت فرزند یک حرکت مرحله‌به‌مرحله است و هر دوره، اقتضائات، نیازها و زبان تربیتی خاص خود را دارد.

وی افزود: دوره نخست از تولد تا هفت‌سالگی، دوره محبت، بازی، امنیت و شکل‌گیری دلبستگی است. در این سال‌ها، کودک بیش از هر چیز به محبت آشکار، آغوش امن، توجه، بازی و حضور فعال والدین نیاز دارد. اگر این دوره با مهر، آرامش و پذیرش همراه باشد، پایه‌های اعتماد، احساس امنیت و آرامش روانی در شخصیت کودک شکل می‌گیرد. در واقع، در این مرحله کودک باید طعم دوست‌داشته‌شدن را بچشد تا در مراحل بعدی، تربیت‌پذیرتر و آرام‌تر باشد.

وی ادامه داد: دوره دوم از هفت تا چهارده‌سالگی، مرحله آموزش، قانون‌پذیری، ادب‌آموزی و مسئولیت‌پذیری است. در این سن، کودک به‌تدریج باید با مفاهیمی همچون نظم، تکلیف، احترام، عبادت، مهارت‌های فردی و اجتماعی و مسئولیت‌های خانوادگی آشنا شود. البته این آموزش زمانی اثرگذار است که همراه با احترام، تشویق، صبوری و گفت‌وگو باشد؛ نه اینکه با تحقیر، مقایسه یا سخت‌گیری افراطی همراه شود. در این مرحله، فرزند باید یاد بگیرد که آزادی با مسئولیت معنا پیدا می‌کند.

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تصریح کرد: دوره سوم از چهارده تا بیست‌ویک‌سالگی، دوره نوجوانی و جوانی آغازین است؛ مرحله‌ای که در آن فرزند به استقلال، هویت‌یابی، شنیده‌شدن، ابراز نظر و مشارکت در تصمیم‌گیری نیاز دارد. در این دوره، دیگر روش تربیتیِ صرفاً دستوری و آمرانه پاسخ‌گو نیست و والدین باید از موضع صرفِ فرمان‌دهنده، به جایگاه راهنما، همراه و مشاور نزدیک شوند. نوجوان باید احساس کند در خانه دیده می‌شود، حق حرف‌زدن دارد و می‌تواند در فضایی امن، درباره دغدغه‌ها، پرسش‌ها، اشتباهات و حتی خطاهای خود سخن بگوید.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از مشکلات تربیتی امروز ناشی از آن است که برخی خانواده‌ها، اقتضائات این دوره‌ها را به‌درستی نمی‌شناسند؛ در نتیجه، در دوره‌ای که باید محبت کنند، سخت‌گیری می‌کنند و در دوره‌ای که باید گفت‌وگو و همراهی داشته باشند، همچنان تنها به کنترل و دستور متوسل می‌شوند.

هفت رابطه اساسی انسان در تربیت اسلامی

حجت‌الاسلام پیش‌قدم در ادامه، با تبیین هفت رابطه مهم در تربیت اسلامی، اظهار داشت: اسلام برای رشد متعادل انسان، تنها به یک بُعد از زندگی او نگاه نمی‌کند؛ بلکه روابط او را در ساحت‌های مختلف مورد توجه قرار می‌دهد. این روابط، شاکله شخصیت نوجوان را می‌سازند و کیفیت حضور او را در خانواده و جامعه تعیین می‌کنند.

وی نخستین رابطه را رابطه انسان با خدادانست و گفت: این رابطه، ریشه و محور سایر روابط است. نوجوانی که با خداوند ارتباطی مبتنی بر ایمان، بندگی، توکل و محبت برقرار می‌کند، در زندگی احساس معنا، آرامش و پشتوانه درونی بیشتری خواهد داشت. قرآن کریم می‌فرماید:  

«وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ» «جن و انسان را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.»  

(ذاریات، ۵۶)

وی دومین رابطه را رابطه انسان با خویشتن عنوان کرد و افزود: نوجوان باید یاد بگیرد خود را بشناسد، به کرامت انسانی خود احترام بگذارد، از جسم و روح خود مراقبت کند، احساساتش را بفهمد و خواسته‌هایش را مدیریت کند. اگر نوجوان در رابطه با خود دچار ضعف باشد، در دیگر روابط نیز دچار اختلال خواهد شد. عزت نفس، خودآگاهی، خویشتن‌داری و رشد عقلانی، از پایه‌های این رابطه است.

این کارشناس مسائل تربیتی، سومین رابطه را رابطه فرزندان با والدین دانست و گفت: در نگاه اسلامی، این رابطه بر پایه احترام، نیکی، ادب، قدردانی و اطاعت در امور مشروع استوار است. البته این رابطه نباید تنها در قالب تکلیف و فرمان‌برداری خشک تعریف شود، بلکه باید با محبت، گفت‌وگو، درک متقابل و پیوند عاطفی همراه باشد.

وی چهارمین رابطه را رابطه والدین با فرزندان برشمرد و تصریح کرد: همان‌گونه که فرزند در برابر والدین مسئولیت دارد، والدین نیز در برابر فرزندان وظایف سنگینی بر عهده دارند. تأمین نیازهای مادی کافی نیست؛ بلکه فرزند به امنیت روانی، احترام، محبت، عدالت، شنیده‌شدن و فرصت رشد نیاز دارد. نوجوانی که در خانه دائماً تحقیر، مقایسه یا بی‌اعتنایی ببیند، ممکن است به پنهان‌کاری، اضطراب، پرخاشگری یا کاهش عزت نفس دچار شود.

حجت‌الاسلام پیش‌قدم پنجمین رابطه را رابطه دوستی و رفاقت معرفی کرد و گفت: دوست در دوره نوجوانی تأثیر فراوانی بر شخصیت، افکار و انتخاب‌های انسان دارد. از منظر اسلام، دوستی باید زمینه رشد، پاکی، خیرخواهی و نزدیک‌شدن به ارزش‌ها را فراهم کند، نه اینکه انسان را از هویت، خانواده و اخلاق دور سازد. نوجوان باید بیاموزد که رفاقت سالم، رفاقتی است که او را ارتقا دهد، نه تضعیف کند.

وی ششمین رابطه را رابطه همسران دانست و افزود: هرچند نوجوان هنوز وارد زندگی مشترک نشده است، اما بخش مهمی از نگاه او به خانواده، محبت، تعهد، حل مسئله و شیوه مواجهه با اختلافات، از رفتار پدر و مادر شکل می‌گیرد. اگر نوجوان در خانه، رابطه‌ای توأم با احترام، مودت و رحمت ببیند، در آینده نیز الگوی سالم‌تری از زندگی خانوادگی در ذهن او شکل می‌گیرد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:  

«وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَرَحمَةً»  «و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد.»  (روم، ۲۱)

وی هفتمین رابطه را رابطه با جامعه و دیگر انسان‌ها عنوان کرد و گفت: نوجوان باید بیاموزد که زندگی او تنها به خود و خانواده‌اش محدود نیست. خوش‌اخلاقی، امانت‌داری، رعایت حقوق دیگران، حفظ آبروی مردم، کمک به نیازمندان و همکاری در کارهای نیک، از جلوه‌های این رابطه است. قرآن کریم می‌فرماید:  «وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى»  «در نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید.»  

(مائده، ۲)

رابطه مادر و دختر؛ پیوندی عمیق در شکل‌گیری هویت نوجوان

حجت‌الاسلام پیش‌قدم در بخش دیگری از سخنان خود، به‌صورت ویژه به رابطه مادر و دختر پرداخت و گفت: این رابطه از عمیق‌ترین و اثرگذارترین روابط خانوادگی است؛ زیرا دختر در سال‌های رشد، بسیاری از شیوه‌های زن‌بودن، همسرداری، مادری، حیا، گفت‌وگو، مدیریت احساسات، مواجهه با بحران و ارتباط اجتماعی را نخست از مادر مشاهده و تجربه می‌کند.

وی افزود: اسلام اگرچه برای همه جزئیات رابطه مادر و دختر دستور جداگانه‌ای بیان نکرده، اما با تأکید بر رحمت، احترام، گفتار کریمانه، محبت خانوادگی، تربیت و حفظ کرامت، چارچوب روشن و محکمی برای این پیوند ارائه داده است.

وی تأکید کرد: اگر سخن نیکو در ارتباط با همه مردم لازم است، در محیط خانواده و میان مادر و دختر اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. دختر باید حتی در هنگام اختلاف نظر، با مادر مؤدبانه، آرام و محترمانه سخن بگوید؛ و در مقابل، مادر نیز موظف است کرامت دختر را حفظ کند و از تحقیر، سرزنش مداوم، برچسب‌زنی و مقایسه او با دیگران بپرهیزد.

پیش قدم گفت: از نگاه روان‌شناسی نیز، نوجوان دختر به‌طور هم‌زمان دو نیاز مهم دارد؛ یکی امنیت و تعلق و دیگری استقلال و هویت‌یابی. اگر مادر فقط در موضع کنترل، بازخواست و محدودسازی باقی بماند و دختر نیز تنها در موضع مقاومت قرار بگیرد، رابطه به سمت تنش، فاصله عاطفی و حتی پنهان‌کاری پیش می‌رود. اما اگر میان این دو، گفت‌وگوی منطقی، قانون روشن، اعتماد تدریجی و احساس امنیت شکل بگیرد، نوجوان می‌تواند در بستری سالم، استقلال خود را تجربه کند.

وی با تأکید بر ضرورت گفت‌وگوی همدلانه در خانواده گفت: مادر می‌تواند به جای جملاتی مانند «تو همیشه اشتباه می‌کنی» یا «چرا مثل فلانی نیستی؟» از ادبیات همراه، نگران و دلسوز استفاده کند؛ مانند اینکه بگوید: «نگرانت هستم و دوست دارم با هم درباره این موضوع حرف بزنیم» یا «به نظرت برای حل این مسئله چه راهی بهتر است؟»

حجت‌الاسلام پیش‌قدم همچنین خاطرنشان کرد: مادر باید میان رفتار اشتباه و شخصیت دختر تفاوت قائل شود. نقد رفتار، اگر با منطق و محبت همراه باشد، می‌تواند تربیت‌کننده باشد؛ اما حمله به شخصیت، رابطه و عزت نفس را زخمی می‌کند. گفتن اینکه «این رفتار ممکن است برایت آسیب ایجاد کند» بسیار متفاوت است از اینکه به فرزند گفته شود «تو دختر بدی هستی» یا «تو بی‌فکری».

وی افزود: در این میان، حفظ رازها و حریم شخصی دختر نیز بسیار مهم است. اگر مادر برای دختر، پناهگاه امن، رازدار و غیرقضاوت‌گر باشد، فرزند در شرایط بحرانی، نگرانی‌های عاطفی و چالش‌های نوجوانی، به خانواده رجوع می‌کند، نه به افراد یا فضاهای ناامن.

چالش بزرگ تربیت امروز؛ تربیت فرزند بر اساس ذهنیت والدین

حجت‌الاسلام پیش‌قدم در ادامه سخنان خود، با اشاره به یک ارزیابی میدانی از مادران و دختران، گفت: در این بررسی، از مادران و دختران پرسیده شد «چه مادری را دوست دارید؟» و «چه دختری را دوست دارید؟» و نتایج نشان داد که اغلب افراد، در پاسخ به این پرسش‌ها، تصویری مطلوب و ذهنی از طرف مقابل ارائه می‌کنند که بیشتر مطابق میل، خواسته و سلیقه خودشان است.

وی افزود: این مسئله، یکی از چالش‌های مهم تربیتی امروز است. ما گاهی فرزند را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم، بلکه آن‌گونه که دوست داریم باشد در ذهن خود تعریف می‌کنیم. همین نگاه، منشأ بسیاری از فاصله‌ها، دلخوری‌ها و قطع رفاقت میان والدین و فرزندان، به‌ویژه میان مادر و دختر، می‌شود.

وی تصریح کرد: یکی از آسیب‌های جدی در تربیت این است که استعدادهای واقعی فرزندان را نادیده می‌گیریم و تلاش می‌کنیم آن‌ها را دقیقاً مطابق ذهنیت، آرمان‌ها، خواسته‌ها یا حتی ناکامی‌های شخصی خودمان تربیت کنیم. در حالی که هر فرزند، شخصیت، هویت، ظرفیت و استعدادهای ویژه خود را دارد و هنر تربیت در این است که این استعدادها کشف، پذیرفته و شکوفا شوند.

وی گفت: سهم ما از زندگی، همین فرزندی است که خداوند به ما عطا کرده است. نباید دختر خود را با ذهنیت‌ها و آرمان‌های شخصی‌مان تطبیق دهیم؛ بلکه باید او را همان‌گونه که هست بپذیریم و بر اساس توانایی‌ها، ویژگی‌ها و اقتضائات واقعی خودش تربیت کنیم. اگر مادران فقط بر این تمرکز کنند که فرزندشان همان چیزی شود که خودشان می‌خواهند، بسیاری از نبوغ‌ها، ظرفیت‌ها و قابلیت‌های دخترشان را نادیده می‌گیرند و ناخواسته او را از مسیر رشد واقعی‌اش دور می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: تربیتِ برخاسته از خواسته‌های شخصی والدین، نه‌تنها استعداد فرزند را شکوفا نمی‌کند، بلکه در مواردی باعث فشار روانی، احساس ناکافی‌بودن، سرخوردگی و فاصله عاطفی نیز می‌شود. در مقابل، تربیت صحیح زمانی اتفاق می‌افتد که والدین، ابتدا فرزند خود را بشناسند، بپذیرند، به او احترام بگذارند و سپس او را در مسیر رشد متناسب با استعدادها و توانمندی‌هایش همراهی کنند.

حجت‌الاسلام پیش‌قدم در پایان با تأکید بر اینکه تربیت نوجوان نیازمند نگاه جامع، صبورانه و رابطه‌محور است، گفت: اگر خانواده‌ها سه دوره تکاملی تربیت را بشناسند، هفت رابطه اساسی انسان را در زندگی فرزند تقویت کنند و به‌جای تحمیل ذهنیت خود، به کشف استعدادهای فرزندان بپردازند، بسیاری از آسیب‌های تربیتی کاهش خواهد یافت.

وی افزود: در این میان، رابطه مادر و دختر، به دلیل نقش مادر در شکل‌گیری هویت، عزت نفس، حیا، امنیت روانی و مهارت‌های عاطفی دختر، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و اگر این رابطه بر پایه محبت آشکار، احترام متقابل، گفت‌وگوی امن، اعتماد، راز‌داری و استقلال تدریجی همراه با مسئولیت بنا شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های تربیتی خانواده تبدیل شود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارتباط مردمی
نام:
* ایمیل:
* حوزه:
بینش معروف