به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل ستاد امر به معروف و نهی از منکر، محمدرضا شفیعی، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار این ستاد، درباره محتوای فیلم «صیاد» صحبت کرد و به آسیبشناسی آثار سینمای متعهد پرداخت.
سینمای ایران همواره در مسیر تحول و نوآوری گام برداشته و فیلمسازان متعهد و دغدغهمند، در تلاشاند تا آثاری را به مخاطب ارائه دهند که علاوه بر جذابیتهای بصری و داستانی، در لایههای عمیقتر خود، مفاهیمی ماندگار و تأثیرگذار را منتقل کنند. در این میان، فیلم سینمایی «صیاد» یکی از آثار شاخص جشنواره امسال است که با روایتی پرکشش، فضاسازی درخشان و نگاهی ویژه به مفاهیم انسانی و اجتماعی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
محمدرضا شفیعی، تهیهکننده نامآشنای سینما و تلویزیون ایران که سابقه تولید آثار مهمی را در کارنامه خود دارد، این بار با فیلم «صیاد» به جشنواره فیلم فجر آمده است. او که همواره به دنبال تولید فیلمهایی با محتوای غنی و تأثیرگذار بوده، در این پروژه نیز تلاش کرده تا اثری متفاوت را به سینمای ایران عرضه کند. «صیاد» روایتی از تقابل انسان و سرنوشت، امید و ناامیدی و جستوجوی حقیقت در جهانی پر از چالشهاست.
در این گفتوگو که در حاشیه برگزاری چهلوسومین جشنواره فیلم فجر و در گفتگو با خبرنگار ستاد امر به معروف و نهی از منکر انجام داده، شفیعی از روند تولید این فیلم، چالشهای ساخت، دغدغههای محتوایی و پیامهای نهفته در داستان سخن میگوید. او همچنین به نقش سینمای ایران در بازتاب مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و از ضرورت حمایت از آثاری که در جهت ارتقای فرهنگ و هویت ملی گام برمیدارند، سخن میگوید. این مصاحبه، نگاهی از دریچه یک تهیهکننده به پشت صحنه یکی از مهمترین فیلمهای امسال است؛ فیلمی که میتواند جایگاه ویژهای در سینمای ایران به خود اختصاص دهد.
اگر موافق باشید، با فیلم «صیاد» و موضوع مشخص وحدت بین نیروهای انقلاب اسلامی شروع کنیم. اساسا فیلم با این هدف ساخته شد یا ایده وحدت، در جریان تولید و به مرور شکل گرفت؟
خدمتتان عرض کنم که زندگی شهید صیاد شیرازی یک زندگی پر فراز و نشیب بود. و در طی قریب به سه دههای که ایشان بعد از انقلاب فعالیت داشتند، از معدود شهدای ما هستند که هم دوران انقلاب را درک کردند و هم دوران جنگ را. و هم دوران بعد از جنگ را.
خیلی از شهدای ما در همان جریان انقلاب شهید شدند و خیلی از فرماندهان و سرداران بزرگ ارتش و سپاه نیز در جریان جنگ به شهادت رسیدند.. شهید صیاد شیرازی از معدود شهدایی است که دوران بعد از جنگ را هم درک کرده است و به هرحال زندگی پر فراز و نشیبی دارد. ایشان جزو امرای انقلابی ارتش هم بودند که از ابتدا در جریان انقلاب و بعد هم در جریان جنگ حضوری موثر داشتند.
ما ابتدا قصد داشتیم یک سریال درباره زندگی شهید صیاد شیرازی بسازیم؛ اما در تلویزیون کمی به مشکلات اجرایی برخوردیم و از همین روی، تصمیم گرفتیم که فیلم سینمایی شهید صیاد را بسازیم. قاعدتا برای ساخت فیلم سینمایی شهید صیاد در صد دقیقه یا نود دقیقه، چارهای جز این نداشتیم که یک مقطعی از زندگی شهید را انتخاب کنیم. بنابراین در دوران پر فراز و نشیب زندگی ایشان به جستجو پرداختیم و زمانی را انتخاب کردیم که موضوعش، موضوع روز باشد؛ یعنی اندکی قبل از جنگ و درگیریهای کردستان و بعد هم شروع جنگ که با مشکلات داخلی زیادی مواجهه بودیم. شعاری هم که شهید صیاد از همان ابتدا سر دادند و همان شعار باعث اختلافشان با فرمانده کل قوای وقت، یعنی بنیصدر شد، موضوع وحدت نیروهای انقلابی بود که در نهایت شهید صیاد توانست بخش زیادی از نیروها را در کنار هم قرار بدهد و متحد کند.
در خصوص موضوعات روز که فرمودید، یک بخشی از فیلم به بازنمایی خانواده اختصاص داده شده است و با اینکه زمان نسبتا کمی دارد، واقعه مهمی را رقم میزند. آیا برای این نحوه بازنمایی خانواده شهید صیاد، به نسل جوان امروز هم توجه داشتید و چطور سعی کردید که این مطلب مهم را به روزرسانی کنید؟
به هرحال همه شهداء، علیالخصوص شهیدی که ما در مورد زندگی او فیلم ساختیم، همگی نقاط مشترکی دارند و در بعضی از مواقع برخی از افراد فکر میکنند مثلا اگر در این سکانس این اتفاق برای شهید صیاد رخ داده، برای شهید همت و شهید باکری و ... هم اتفاق میافتاد و احتمالا آنها هم همین واکنش را نشان میدادند.
ما در این فیلم خیلی تلاش کردیم که اولا هر آنچه را که کنار هم قرار میدهیم تا درام فیلم شکل بگیرد، در قالب یک مسیر هدفمند باشد. به همین دلیل، فیلم «صیاد» با همه کم و کاستیهایی که عدهای منتقدان و مخاطبان، چه به حق و چه به ناحق، ممکن است به آن نسبت بدهند، یک حرف مستقیم و درست میزند و الکنگویی هم ندارد. در برخی مواقع، ما بعضی حرفها را با لکنت میگوییم و یا خجالت میکشیم که صاف و پوستکنده صحبت کنیم؛ آن حرف را میبریم در لایههای مختلف زیرمتن و ... قرار میدهیم. این فیلم یک حرف دقیق و درست دارد و همه اهداف و برآیند فیلم در این مسیر است؛ چه بخشهای خانوادگی و چه بخشهایی که فعالیتهای اجتماعی شهید صیاد را به تصویر میکشد.
در بخش خانوادگی هم شهید صیاد موضوعات خانوادگی مهمی داشتند؛ البته که در این فیلم سینمایی خیلی امکان پرداختن به این بخش نبود و در حد یک پنجم فیلم به بخشهای خانوادگی اختصاص یافته و به اندازه خودش جذاب است.
با توجه به اینکه شما، بهعنوان سینماگری با سابقه درخشان در حوزه سینمای انقلابی، شناخته میشوید، آسیب فضای سینمای ارگانی را چگونه ارزیابی میکنید؟ و دیگر اینکه به نظر شما چه اتفاقی باید رخ بدهد تا ما فیلمهای شاخصتری را به شکل مناسب در حوزه دینی و در ارتباط با مضامین مرتبط با انقلاب اسلامی داشته باشیم؟
در این رابطه، دو موضوع به ذهنم میرسد: اول اینکه بهرحال ارگانهایی که با حاکمیت مرتبط هستند و قرار است یک سری فیلمهای مهم و استراتژیک نظام را بسازند، دچار نوهی سردرگمی و گمشدگی در اولویتها هستند؛ اما من به نظرم میرسد که این موضوعاتی که بعضا ما در این جنس فیلمها میبینیم، به لحاظ محتوایی که نظام نیازمند آن است، الویتبندی ندارند. این دستگاههای فرهنگی خیلی زحمت میکشند و بعضا کارهای درست و دقیقی هم انجام میدهند، اما در اولویت سوژه و محتوا گاها دچار خطا میشوند. حالا ممکن است در پشت صحنه، هر اتفاقی عامل آن خطا باشد و اگر پای حرفشان بنشینید، حتما توضیحاتی هم دارند که چرا این موضوع و چرا این فیلم... . اما به هرحال من معتقد هستم که جریان حاکمیت یعنی دستگاههای فرهنگی که مرتبط با حاکمیت هستند و از بودجه عمومی کشور ارتزاق میکنند، حتما لازم است که نظامات بالادستی برایشان محتوای درستی تعیین کنند.
امسال موضوعات چهار فیلم ما شبیه همدیگر است. یا مثلا در مورد یک موضوع دو تا فیلم داریم، یا در مورد یک شهید بزرگوار دو فیلم داریم، یا موضوعاتی داریم که اصلا آدم متوجه نمیشود که این موضوع کجای دغدغه جوانها و نوجوانهای ماسست. پس موضوع اول شد انتخاب درست و دقیق موضوع.
اما موضوع دوم استفاده از تیمهای درست است؛ یعنی بعضی از مواقع، نگفتن یک حرف حتما بهتر از بد گفتن آن است. همه عقلا این را تأیید میکنند و حضرت آقا هم، در نشستی از گنگره شهداء، تأکید داشتند که اگر در مورد این موضوعات میخواهید فیلم بسازید، یا درست بسازید و یا اصلا فیلم نسازید. حتما در موضوعات استراتژیک کمیت در مقابل کیفت بیاهمیت است. یعنی اگر ما حرفی را درست بیان کنیم، مهمتر است از اینکه دهها بار آن را بازگو کنیم. پس شد دو تا موضوع: یکی انتخاب سوژه و انتخاب موضوع که به نظرم موضوعی باشد که دغدغه موضوعات روز فرهنگی و فضای رسانهای کشور را دربرگیرد و دوم درست گفتن آن موضوع که هر دو مورد مهم هستند.
با توجه به نکاتی که در پاسخ سؤال قبل گفتید و نظر به اینکه در روزهای اخیر در جشنواره حضور داشتید، به غیر از فیلم خودتان، فیلم دیگری را دیدهاید که در راستای همین اهداف و فرمایشات رهبری باشد و نظرتان را جلب کند؟
در این جشنواره؛ چون خودم فیلم دارم، تاکید دارم که از فیلم خاصی اسم نبرم؛ اما نکته مهم این است که به هر حال، بعضی مواقع دلم میسوزد، یعنی احساس میکنم که موضوعات بهروزتری میتواند مورد توجه قرار گیرد: موضوعاتی که پاسخگوی یکسری مسایل هستند. مثلا حدود چهل سال است که دغدغه برونمرزی جمهوری اسلامی ایران مقاومت است و سه سال است که ما درگیر جنگ مستقیم هستیم؛ یعنی دیگر واضحتر از این نمیتوانستیم وارد جنگ بشویم؛ اما میبینیم که در حوزه مقاومت هیچ فیلمی وجود ندارد. تا از این موضوع حرفی به میان میآید؛ همه فکر میکنند که باید بروند سوریه، بروند لبنان. اتفاقا نه. ممکن است موضوع مقاومت یک قصه اجتماعی داخلی داشته باشد؛ یعنی فرهنگ مقاومت. به طور مثال میگویم ما متأسفانه از موضوعاتی که بهروز است و ما میتوانیم با این موضوعات پاسخگوی افکار عمومی باشیم و علاوه بر ما، وظیفه خیلی از نهادهای فرهنگی و بالادستی هم همین است، غافل هستیم.